تبليغاتX
moon -
عاشقانه های بی مخاطب
تازه از راه رسیده بودم که داستانم را نوشتی ، چشمانم را بستی و تیری در شقیقه ام خالی کردی ..قرارمان در چشم های بسته گم شد ؛ در داستانی با پایانی خوش و در ابتدای برفی که به سرخی می زد ..

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 20:34  توسط مون  |